از دوستان من
تو تنها مانده ای
پنجره را بگشا
می بینی که بال گشوده ام
ببین عاقبت حوض نقاشی را یافتم
گنجشک دلم سبز قبا شده است.
در این ظلمات شب
طوطی همراهی ام نمی کند
نمی پذیرند مرا
از من فقط تو باورم داری
نگاه کن...
من دارم پرواز می کنم.
دیگر من وتو با باد بیگانه نیستیم.
از رعد و برق نمی ترسیم.
از ظلمات جهان به سوی نور هجرت می کنیم.
از من ، فقط تو ماندهای و خودم
بیا با هم پرواز کنیم.
بیا برویم توی باغ آرزوهایمان یکبار دیگر تن بشوییم!
بیا دوست من
همراه من بار دیگر تن به آب زنیم.
تا به رنگ و هیاتی جدید نمایان شویم.