خوشت آمد که این پایم پشت آن پایم گیر کرد
زمین خوردم
خوشت آمد؟
خوشحالم زمین خوردن من خوشحالت کرد .
شاد شدی از تنها زمین خوردن من
همیشه غصه خوردن من
آه و زاری من
و صد افسوس بر دل نشستن من
هر جور تو صفا می کنی باشد
من قربانی توام
گفتم بیا
این شاهرگ دست و گردن من!
نیامدی
آیا ترسیدی یا لایق ندانستی؟
به هر جهت.....
هرطور توجهت را جلب کنم خوب است
حالا برای اینکه خیلی خیلی خوشت بیاید
اینجا را داشته باش
تلپ افتادم
تلپ افتادم
تلپ
تلپ
تلپ
از پشت بام عاشقی ات افتادم
با سر به زمین می خورم
شاید بپوکد از هم
این مغز اوهام پرور
شاید تمام شود این درد
درد تنهایی من
میروم روح شوم
می رسم پنج کیلومتری بهشت
همین قدر هم خوب است
لااقل نزدیکترم به تو
آزادانه پرسه می زنم در کنار تو
هر وقت خواستم بر یال و بال تو بوسه می زنم.
هروقت عطسه کردی من پرت می شوم از پنجره بیرون
میافتم توی بشکه قیر خانه ات
که قرار بود آشیانه مان شود
قرار بود که بهار آماده شود برای ما
حال دیگر وقت تنگ است
من رسیده ام
نزدیک این چاله تاریک
که تل خاکی در کنار آن تلنبار شده
و زجه و ناله دیگران به حال زار خود
عبس و پوچ است ؛ دوساعتی بیشتردوام ندارد
من اما
نشد که نفس به نفس دهیم
اما
من همیشه در کنارتوام
هوای توام
ترانه و کلام توام!
خواننده عزیز تحت تاثیر یک شعر قرارگرفتم یکدفعه این شد که خواندید.
امیدوارم خوشتان آمده باشد از آخرین شرین کاری ام